آشنایی با دنیای وارهمر

دنیای وارهمر همانطور که از اسمش پیداست سرنوشت انسان‌ها را تا سال 40000 میلادی و بعد از آن نشان میدهد. در این دنیا، داستان بسیار سنگین، وجدآور، پر از هیجان و در عین حال ناراحت کننده و غم‌انگیزی از آینده انسان به تصویر کشیده میشود. در ابتدا انسان‌ها با گسترش گونه‌ی خودشان و سفر به دیگر سیارات و دنیاهای مختلف در کهکشان یکسری تمدن های گاه شکوهمند و گاه خرده‌پا را در نقاط مختلف ایجاد می‌کنند، ولی گسترش آن‌ها به مرور زمان باعث درگیری بین خود انسان ها، جدا ماندن تمدن های انسانی از همدیگر و جلب توجه نژادها و موجودات دیگری که در سیارات دیگر زندگی می‌کردند و بسیار قوی‌تر از انسان‌ها بوده‌اند، با نوع بشر میشود. به مرور زمان به قدری دنیاها و سیاره‌های انسان‌ها توسط دشمنان قدرتمند آن‌ها یکی بعد از دیگری نابود میشوند که بشریت در سراشیبیه سقوط و انقراض قرار میگیرد و موجی از ناامیدی و ترس، انسان‌هایی را که در آستانه انقراض بوده‌اند فرا میگیرد، در همین حال که به واسطه عدم اتحاد و سازماندهی، هیچ شانس و نیرویی برای مقاومت نداشتند، در زمان بحران و فاجعه و در بین ناامیدی محض انسان‌ها، در سال 30 هزار فردی به نام امپرور در بین آن‌ها به وجود می‌آید و پس از متحد کردن تمام کشور و حکومت های جداگانه در سیاره تررا یا همان زمین که سیاره مبدا و گهواره انسان‌ها بوده به تخت سلطنت می‌نشیند.

امپرور یک سایکر قدرتمند یا باید گفت نیرومند ترین سایکر در بین تمام ادوار انسان‌ها، فردی دارای نیروهای ماورا طبیعی ذهنی بود که با استفاده از نیروهای خارق‌العاده و بی‌نظیرش میلیاردها میلیارد انسان را در گوشه و کنار کهکشان با هم متحد کرد و امپراتوری انسان‌ها موسوم به “Imperium of Man” را تشکیل داد، و همچنین با ایجاد دستجات گسترده نظامی و میلیتیاریسم شدید، از قبیل گارد امپراتوری “Imperial Guard” و ابر سرباز های داری قدرت های فرا انسانی معروف به اسپیس‌مارین‌ها “Space Marines” در بدنه بشریت، به انسان‌ها شانسی برای مقاومت و بقا در مقابل تهدیدهای دشمنان بشریت بخشید. امپرور پس از مدت‌ها خدمت به بشریت، در نهایت بدن فیزیکی خود را در نبردی بسیار سنگین فدای انسانیت میکند! در دنیای وارهمر، اکنون به مدت ده هزار سال است که انسان‌ها جسم فانی و نابود شده امپرور را بر تخت زرینش “Golden Throne” در سیاره تررا قرار داده‌اند، فقط به این دلیل که بتونند هنوز از نیروی ذهن او در نبرد با دشمنان بشریت استفاده کنند.

در حال حاضر کیهان در دوره 42000 قرار دارد، که میتوان گفت در این دوره زندگی معنی‌ای جز مرگ یا زندگی با رنج ندارد. نبرد بی‌پایان بشریت با موجودات بیگانه، خدایان کی‌آس و دیمن های وارپ ادامه دارد و حتی میتوان گفت که سایر گونه های فضایی هم از این وضعیت رنج میبرند و در هر لحظه ای جان چندین موجود زنده چه از انسان و چه از بیگانگان از دست میرود. در این دوران تاریک نه صلحی وجود دارد و نه امیدی و نه بخششی، چیزی به غیر از جنگ وجود ندارد.(شعار وارهمر که در ورود هم میتونید اونو ببینید) جنگ، خونریزی، نفرت، خشم، غرور و مرگ تنها چیزیست که وجود دارد و این چیزیست که جز یک آینده از ویرانی مطلق برا بشریت به جا نمی‌گذارد.

امپراطوری انسانی با تمام وسعت و عظمتش اکنون در بدترین شرایط حتی در لبه مرز سقوط قرار دارد. شرایط روانی حاصل از جنگ بی‌پایان، فساد های داخلی حکومت، بیماری و طاعون های نوظهور و جدید، شورش ها و بدونیم تقسیم شدن کیهان در اثر فعالیت های وارپ(وارپ به دنیای روانی فرا انسانی یا حتی دنیای بعد از مرگ انسان در وارهمر اطلاق میشود که مرکز همه احساسات و افکار و سرنوشت ها از آنجاست) که موجب به ایجاد پدیده‌ای به اسم “Great Rift” میشود، همگی از نشانه های رو به افول بودن تمدنی هستند که چهل هزار سال است که عمر کرده است.

در میانه این هرج‌ومرج، تنها امید انسان‌ها برای بقا، امپرور و نیروی بیکران ذهنی اوست که با وجود اینکه هزاران سال است بی‌جان و نیمه‌مرده بر تخت زرین تررا نشسته، هنوز چراغ امیدی در دل میلیاردها انسان است. او که دیگر نه یک امپرور، بلکه خدایی زنده در نظر پیروانش است، هر روز با هزاران قربانی سایکرهای انسانی تغذیه می‌شود تا ذهن نیرومندش، چراغ راه ناو‌های عظیم وارپ باشد. مردم در سرتاسر کهکشان، رو به تررا نماز می‌خوانند، خون قربانیان را بر محراب‌های گاتیک میریزند، و با خلوصی کورکننده، از امپرور درخواست می‌کنند که فرزندانش، یعنی نیروهای استارتیز، و هزاران نیروی دیگر، برای نجات آن‌ها اعزام شوند. که حتی شاید روزی برسد که امپراطور دوباره به جسم فانی خود برگردد و دوباره شکوه را برای انسان ها به ارمغان بیاورد.

اما دشمنان نیز در خواب نیستند. خدایان کیاس ارتش خود را تجهیز کرده‌اند، Xenos(بیگانگان)های باستانی چون Necronها از خواب چند میلیون ساله بیدار شده‌اند، Tyranidها از اعماق فراتر از کهکشان هجوم آورده‌اند، و Orkها همچون موج‌های پایان‌ناپذیر، به سوی جهان‌های انسانی حمله می‌کنند. اینجا کهکشانی‌ست که تنها قانون آن، قدرت، و تنها آینده‌اش، نابودی‌ست.

دیدگاه خود را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 دیدگاه